بزرگترین سامانه ارتباط با وکلای کل کشور

موفقیت های وکیل

وقتی موکلم برای اولین بار وارد دفتر شد، چشمانش پر از اشک بود. با صدایی لرزان گفت: «می‌خوان بچه‌م رو ازم بگیرن… من فقط مادرم.» پرونده مربوط به اختلاف شدید زوجین و دعوی حضانت فرزند بود. پدر کودک با طرح دعوی و ارائه برخی مدارک ظاهری، درخواست سلب حضانت از مادر را مطرح کرده بود و شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رفت که موکل من در آستانه از دست دادن حضانت فرزندش قرار داشت. در اولین جلسه و قبل از هر اقدام حقوقی فقط گوش دادم. جزئیات زندگی مشترک، شرایط روحی کودک، رفتارهای پدر و نقش واقعی مادر در زندگی فرزند، همه نکاتی بود که بعدها به ستون‌های اصلی دفاع ما تبدیل شد. به عنوان وکیل پرونده با دقت مستندات تهیه شد از جمله: گواهی‌های مرتبط با وضعیت روحی مدارک پزشکی و آموزشی و شهادت مطلعین و اطرافیان را به دادگاه ارائه و هدفم این بود که به دادگاه نشان دهم حضانت فقط یک حق قانونی نیست، بلکه پیوند عاطفی و حیاتی است. در جلسه رسیدگی دادگاه ، دفاع بنده صرفاً بر پایه مواد قانونی نبود؛ با تکیه بر قانون، رویه قضایی و مهم‌تر از همه مصلحت طفل، تلاش کردم قاضی پرونده را با واقعیت زندگی کودک آشنا کنم؛ واقعیتی که در آن، جدایی از مادر می‌توانست آسیب جبران‌ناپذیری به کودک وارد کند. پس از بررسی دقیق، دادگاه با توجه به مصلحت طفل و صلاحیت مادر، رأی به ادامه حضانت توسط مادر صادر کرد و درخواست طرف مقابل را مردود دانست. وقتی خبر رأی را به موکلم دادم، فقط گریه می‌کرد، اما این بار، گریه ای از سر ذوق و آرامش... ✅ پیام پایانی برای کاربران فراوکلا در پرونده‌های خانواده، قانون تنها ابزار ما نیست؛ انصاف، درک انسانی و دفاع آگاهانه از حق، نقش تعیین‌کننده دارند.

موضوع پرونده اثبات بیع در یک معامله کاملاً عرفی و حقی که در سایه دود زغال نیز گم نشد... پرونده از جایی شروع شد که موکلم، یک فروشنده زغال عمده در شهرستان با چکی در دست و صورتی غمگین وارد دفتر شد. گفت: «خانوم وکیل ما تو کار زغال، قرارداد و کاغذپاره نداریم جنس دادیم، چک گرفتیم… ولی الان طرف مقابل نمی‌خواد پول بده و میگه اصلاً معامله‌ای نداشتیم!» این جمله خلاصه تمام مشکلات فروشندگان سنتی بود. معامله‌ای واقعی، تحویلی کامل، اعتماد متقابل… اما بدون تنظیم هیچ سند رسمی و یا کتبی. موضوع معامله فروش ۳ تُن زغال کبابی بسته‌بندی‌شده بین موکل و خریدار بود. همه‌چیز عرفی و ساده: تماس تلفنی تعیین قیمت به صورت کارتنی تحویل بار با نیسان و در نهایت دریافت یک فقره چک صیادی ثبت نشده برای کل ثمن؛ اما نه فاکتوری صادر شده بود، نه رسیدی نوشته شده، نه قرارداد یا مبایعه‌نامه‌ای تنظیم شده بود. تنها «سند» موجود، همان چک صیادی ثبت‌نشده بود. پس از موعد سررسید خریدار منکر انجام هرگونه معامله بود. از آنجایی که این قبیل معاملات بر پایه عرف و اعتماد شکل می‌گیرد بنابراین ما به دنبال اسناد رسمی نبودیم؛ بلکه دنبال نشانه‌ها و شواهد رفتاری بودیم که معامله را اثبات کند. با بررسی دقیق موفق به کسب موارد ذیل شدم: ✔️پیام‌های واتساپی خریدار درباره «وزن بار»، «کیفیت زغال» و «محل تخلیه» ✔️عکس‌هایی که راننده موکل از بار تخلیه‌شده برای صاحب‌ بار ارسال کرده بود ✔️ رسید کرایه حمل بار ✔️پیامک انتقال کرایه از طرف خریدار به راننده ✔️تماس‌های مکرر خریدار در روز تحویل و صدور چک بلافاصله پس از تحویل بار... این‌ها نشانه های واقعی یک معامله بود؛ رابطه‌ای که هیچ شباهتی به ضمانت و ... نداشت. خریدار در دفاعیه خود تنها بر یک موضوع تأکید داشت: «چک ثبت نشده؛ پس هیچ ارزش قضایی ندارد.» اینجا نقطه کلیدی دفاع ما بود. در لایحه ام با استناد به: مفهوم سند عادی قابلیت استناد چک ثبت‌نشده در دعوی حقوقی رویه قضایی درخصوص معاملات عرفی و سنتی اثبات کردم که: چک ثبت‌نشده فقط از امتیازات ثبت در سامانه محروم است اما همچنان سند معتبر رابطه دینی و ثمن معامله هست در اظهاراتش در جلسه دادرسی عنوان کردم که اگر دین قبلی وجود نداشت صدور چک توسط خوانده بی‌معناست، پرداخت کرایه بار توسط خریدار، خود اقرار ضمنی به وقوع معامله است..‌. رفتار خریدار و پیام‌هایش کاملاً نشان می‌داد بار را برای فروشگاه خود خریداری کرده است. به زبان ساده: کسی برای کالایی که ادعا می‌کند نخریده،۳ تُن زغال را تحویل نمی‌گیرد، انبار نمی‌کند و کرایه حملش را نمی‌پردازد. در جلسه رسیدگی، قاضی از خوانده پرسید: «اگر معامله‌ای نبوده، چرا بار زغال در انبار شما تخلیه شده؟ چرا شما کرایه نیسان را پرداخت کرده‌اید؟ چرا درباره کیفیت زغال در پیام‌ها صحبت کرده‌اید؟» خوانده پاسخی نداشت... تناقض‌ها کاملاً آشکار شده بود. تمام این رفتارها یک پیام ساده داشت: معامله قطعاً انجام شده. دادگاه پس از بررسی خوانده را به: ✔️اثبات وقوع عقد بیع ✔️پرداخت کامل مبلغ چک ✔️پرداخت خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ تقدیم دادخواست لغایت جرای کامل حکم و جبران کلیه هزینه‌های ناشی از دادرسی محکوم کرد. وقتی حکم را برای موکل خواندم، با لبخندی از رضایت گفت: "تو کار ما همه چیز بر پایه اعتماد هست فکر نمی‌کردم بشه ثابتش کرد…"

  • آذربايجان شرقي
  • آذربايجان غربي
  • اردبيل
  • اصفهان
  • البرز
  • ايلام
  • بوشهر
  • تهران
  • چهارمحال بختياري
  • خراسان جنوبي
  • خراسان رضوي
  • خراسان شمالي
  • خوزستان
  • زنجان
  • سمنان
  • سيستان و بلوچستان
  • فارس
  • قزوين
  • قم
  • كردستان
  • كرمان
  • كرمانشاه
  • كهكيلويه و بويراحمد
  • گلستان
  • گيلان
  • لرستان
  • مازندران
  • مركزي
  • هرمزگان
  • همدان
  • يزد