وقتی وارد دفتر شدن خیلی آشفته بودن، میگفتن ما ۳ برادر و ۴ خواهریم . یه برادر و یه خواهر داریم که هر دو طلاق گرفتن و چون بیشتر تو خونه پدری رفت و آمد داشتند و پیش پدر میموندن میخوان ارث بقیه رو ندن و رفتن قرارداد درست کردن اموال پدرو بنام خودشون زدن پدر ما آدمی نبود که بخش اعظم اموالش رو به یک یا دو بچه ببخشه و بقیه رو محروم کنه. مدارک رو نگاه کردم دیدم یه مبایعه نامه دارای کد رهگیری است که داخل اون پدر اومده ۱۰ هزار متر زمین رو به دو فرزندش فروخته . خریدار ـ فروشنده ـ ثمن معامله ـ امضا و ... همه نوشته شده و درسته. تاریخ مبایعه نامه رو نگاه کردم دیدم برای ۳ روز قبل از فوت پدره چاره ای کردم. با جمع آوری مدارک پزشکی و بیماری و .... دادخواست حقوقی مطرح کردم ۲ سال دوندگی کردم تا بالاخره بعد از هزار پیچ و خم تونستم حکم حجر پدر رو بگیرم به دادگاه ثابت کردم روزی که پدر اثر انگشت و امضا زده زیر برگه ی معامله و زمین بنام اون دو تا فرزند شده پدر مشاعرش رو از دست داده بوده ، توان تصمیم گیری درست نداشته دادگاه بعد از ارجاع موضوع به پزشکی قانونی و بارها تشکیل کمیسیون پزشکی در نهایت قانع شد و حکم به حجر پدر داد اون دو تا خواهر و برادر اعتراض زدند دادگاه تجدید نظر استان البرز اعتراض رو قبول نکرد دوباره اعتراض کردن پرونده رفت دیوان عالی کشور و رأی به نفع موکلین من تایید شد. الان خدا رو شکر هر فرزند سهم خودش از زمین رو در اختیار داره