بزرگترین سامانه ارتباط با وکلای کل کشور

موفقیت های وکیل

در پرونده ای با موضوع مطالبه وجه چک موکل با مظلومیت تمام به بنده مراجعه کرده و از تعاریف گزاف و دروغینش نسب به بنده بگذریم. اظهار کرد که من این چک ها را بابت فروش سنگ و کاشی از خوانده گرفته ام و خوانده اقای فلانی فردی کلاهبردار و شارلاتان است و پولم را نمی دهد. (بیا و خوبی کن😄) با مصالح من ساختمان ساخته و داخلش عشق و حال میکند و غیره... خلاصه بنده نیز پرونده را قبول و با دریافت حق الوکاله توافقی پرونده را مطرح و شروع کردم. در حین دادرسی بنده به اظهارات موکل و طرف مقابل کمی مشکوک شدم چرا که اظهارات طرف مقابل که خوانده باشد کمیی نزدیک به صحیح تر بود. و ارتباتش را با موکل با قسم و سوگند و جلز و ولز انکار می کرد و اظهار می داشت که در عمرش موکل بنده را ندیده. جالب تر اینکه موکل در دفتر یک سری پیام ها را به من نشان می داد که در آنها خوانده کاملا اقرار به طلب خود نموده بود. تا جای که من درخواست کردم پیام ها باید توسط پلیس فتا از گوشی خارج نویسی شود تا شبهه قاضی و خوانده بر طرف شود. جالب اینجا که پلیس فتا نیز پیام ها را تایید کرد. و خودم هم تا حدودی خیالم راحت شد. پرونده هنوز رای نخورده بود که همان موکل پرونده کیفری دیگری برایش پیش آمد و از وی شکایتی کیفری شد. در حین اخذ اظهارات از ایشان ناخودآگاه به برنامه ای اشاره کرد که سازنده پیام جعلی است و پیام های ارسالی اس ام اس را چنان جعل و نگارش میکند که حتی پلیس فتا هم متوجه ان نمی شد. همان جا انگار پارچی از آب یخ روی تنم ریختند و متوجه شدم تا به امروز از شخصی دفاع می کردم که خودش کلاهبردار و شر خر مردم است و چک های که به عنوان ضمانت نزد افرادی است ان ها را با قیمت جزئی خریداری و بر علیه صادر کننده چک ها اقدام میکند. همان جا عذر موکل را خواسته و حق الوکاله ایشان را مسترد و از پرونده خارج شدم. جالب تر اینکه بعدها خانواده ای به دفتر بنده مراجعه کردند و گفتند که اقای محمدی وکیلی اخذ کرده ایم و ۱۸۰ میلیون تومان از ما گرفته اما هیچ کاری برای نکرده است و هر چه پیگیر می شویم که دفترتان کجاست که بیایم دفتر ما را می پیچاند. اسم وکیل را که پرسیدم متاسفانه اسم آن شخص موکل قبلی خودم بود🤭. که با طرح دعوای کیفری با عنوان کلاهبرداری و تظاهر به وکالت محکوم گردید. این قضیه بیشتر جنبه آموزشی داشته و هشداری است به همه افراد جامعه که در معاشرت و اعتماد به دیگران علی الخصوص زمانی که نیاز است وجهی به کسی پرداخت گردد تحقیقات لازم را به عمل آورند تا در دام این شیادان نیافتند.

در پرونده پیش رو سرباز وظیفه که موکل بنده بود به همراه گروهبان کادری در مرز یکی از شهرستان های مرزی مشغول انجام وظیفه گشت زنی و کمین جهت جلو گیری از ورود افراد غیر مجاز و کالای قاچاق و اسلحه بوده اند. از نقطقه صفر مرزی صدای حیوانی به گوش می رسد هر دو مامور کنجکاو شده و کمین می کنند. بعد از چند دقیقه یک راس قاطر را که در حال عبور از خاک کشور همسایه به داخل ایران میشود را مشاهده میکنند. و با کمی دقیق تر ملاحظه می گردد یک شخص لباس شخصی که اسلحه بر دوش دارد سمت دیگر قاطر است که به سختی قابل روئیت از فاصله ۱۵۰ متری است. و با ملاحظه اطراف مشاهده می نمایند که ۲ شخص لباس شخصی دیگر نیز بالاتر و داخل خاک ایران بر فراز تخته سنگی منتظر این شخص هستند. لذا موکل و گروهبان کادری این تئوری به ذهنشان می آید که این افراد که با سلاح و قاطر می آید تروریست و یا قاچقچی اسلحه بوده و کسانی که در بالادست خاک ایران هستند نگهبان و راهنما هستند. لذا با فرمان کشیدن ۳ ایست ملاحظه می کنند که فرد هیچ عکس العملی ندارد و با آرامش به راه خود ادامه می دهد به گفته موکل ۳ تیر هوایی نیز شلیک می کنند اما فرد و حیوان هیچ عکس العملی نداشته و وارد خاک ایران میشوند. لذا موکل و گروهبان حدسشان به یقیق تبدیل شده و به طرف جلوی قاطر تیر اندازی می نمایند. اما در اولین تیر ها به سوی هدف شخص بر زمین افتاده و یک نفر عقب تر حدود ۲۰ متر عقب تر از شخص و قاطر با لباس کامل نظامی ظاهر می شود و فریاد میزند تیراندازی نکنید ما نیروهای پاسگاه... ایران هستیم. موکل و گروهبان که شوکه شده اند به سمت محل حادثه می دوند اما وقتی می رسند متاسفانه مشاهده میکنند که تیر به گلوی شخصی که سرباز وظیفه بوده اما لباس شخصی بر تن داشته خورده و متاسفانه شهید گردیده است. و افرادی که بالای سخره بوده اند نیز فرمانده پاسگاه و راننده شان بوده اند که متاسفانه آنان نیز لباس شخصی بر تن داشتند. این سهل انگاری و تسامح در حین خدمت از سوی فرمانده پاسگاه مرزی از جمله لباس شخصی پوشیدن خود و سربازان حین ماموریت، دستور به سربازان به ورود به خاک عراق برای آوردن یک راس قاطر که هیچ توجیهی ندارد و عدم توجه به فرمان های ایست و تیر های هوای متاسفانه اسباب شهید شدن یک سرباز وظیفه را فراهم آورد. دفاعیات مستدل و مستند و تناقضات در گفتار شهود و گواهان در حادثه کاملا از پرونده اخذ و به صورت شفاف در جلسه رسیدگی ارائه و مورد بررسی و مورد توجه قاضی محترم شعبه قرار گرفت. که پرونده در حال حاظر در دادگاه نظامی ۲ در حال رسیدگی است که در صورت صدور رای، نتیجه آن به شرط استقبال دوستان ارائه می گردد.

شخصی به اینجانب مراجعت نموده تحت این عنوان که ایشان در یک رستوران مشغول به ظرف شویی بوده است و و مدتی بوده که صاحب کار به بهانه های واهی قصد اخراج و عدم پرداخت حقوقات ایشان را داشته در نتیجه با چیدن توطئه ای و گذاشتن یک تکه طلا در یک بشقاب کثیف و گذاشتن در کنار سینگ ظرفشوی و اخذ فیلم از ایشان تصویری را گرفته بود که در آن موکل قطعه طلا را در جیب خودش می گذارد. لذا بلافاصله با تماس با ۱۱۰ و تحویل موکل به پلیس حدود ۲۴ ساعت بازداشت و النهایه به دادسرا ارجاع داده اند. بازپرس محترم شعبه ... سنندج بعد از تحقیقات و اخذ اظهارات شهود و بازبینی فیلم قرار جلب به دادرسی صادر نموده بود. ما در مرحله دادگاه و در شعبه ... کیفری به پرونده ورود نموده و با مطالعه پرونده و اخذ اظهارات موکل و اخذ دستور از قاضی محترم جهت بازبینی تمام فیلم های دوربین های رستوران مشخص شد موکل بعد از اتمام ظروف به جمع رستوران و همکاران خود رفته و با درآوردن قطعه طلا از یافتن آن بقیه را جهت شناسای صاحب ان آگاه نموده اما مالک رستوران که همان شاکی بود بقیه را تهدید کرده که نباید در این خصوص چیزی به ماموران و یا دادگاه بگویند. لذا با تشخیص این امر قاضی محترم حکم برائت موکل را صادر نمود. لازمه بگم با صدور قرار جلب به دادرسی متهم اقناع قاضی جهت تحقیقات بیشتر و اخذ استعلامات و استماع شهادت شهود مجدد امری سخت و چالش بر انگیز است که قضات به دلیل حجم بالای پرونده ها از انجام آنها امتناع می ورزند. دفاع از این گونه پرونده ها و موضوعات علاقه و اشتیاق شدید به اجرای عدالت و دفاع از مظلومین را می طلبد. به امید اجرای کامل عدالت در تمام پرونده ها.

دهقان

خدا وکیلی چه آدمایی پیدا میشن ، اگه الان یه سر بزنیم به این صاحب رستوران قطعا چوب خدا رو خورده ،نمیدونه‌که‌عدالت الهی همه دنیارو فرا گرفته ‌ و خدا مکارتره‌ خدا قوت جناب وکیل که واقعا یکی از دستان خدا برا گسترش عدالتید

در پرونده ای متهم بعد از فروش ملکی واقع در تهران به موکل و گذشت چند ماه متوجه افزایش قیمت چند درصدی ملک در بازار می شود به نحوی که اگر ملک را پس میگرفت یا به شخص ثالثی ابتیاع می نمود مبلغی در حدود یک سوم ثمن معامله اصلی سود می برد. در نتیجه در اقدامی با تبانی با شخص ثالثی مبایعه نامه ای با تاریخ چند ماه قبل از مبایعه نامه با موکل تنظیم می نماید. در این اثنا شخص ثالث با در دست داشتن مبایعه نامه با تاریخ مقدم مدعی مالکیت ملک گردید. به این خیال که موکل به فروشنده رجوع و ثمن معامله را به این دلیل مطالبه می نماید و به این طریق مال مجدد به فروشنده رسیده که میتوانست مجدد آن را به قیمت مناسب تری بفروش برساند و سود زیادی عاید ایشان می گردید. لذا ما با هوشیاری تمام و آگاهی از این ترفند شکواییه ای تحت عنوان تبانی برای بردن مال غیر و کلاهبرداری بر علیه هر دو نفر مطرح و ارجاع هر دو مبایعه نامه به کارشناسی تاریخ تنظیم مبایعه نامه معلوم و متهمین را محکوم و مبایعه نامه را در دادگاه حقوقی باطل نمودیم.

دهقان

هزار بار درود بر شما

  • آذربايجان شرقي
  • آذربايجان غربي
  • اردبيل
  • اصفهان
  • البرز
  • ايلام
  • بوشهر
  • تهران
  • چهارمحال بختياري
  • خراسان جنوبي
  • خراسان رضوي
  • خراسان شمالي
  • خوزستان
  • زنجان
  • سمنان
  • سيستان و بلوچستان
  • فارس
  • قزوين
  • قم
  • كردستان
  • كرمان
  • كرمانشاه
  • كهكيلويه و بويراحمد
  • گلستان
  • گيلان
  • لرستان
  • مازندران
  • مركزي
  • هرمزگان
  • همدان
  • يزد